خاکه مروارید

لغت نامه دهخدا

خاکه مروارید. [ ک َ / ک ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خرده مروارید. ریزه مروارید. مروارید ریز و کوچک.

فرهنگ فارسی

خرده مروارید ریزه مروارید

جمله سازی با خاکه مروارید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فیلمنامه این فیلم هم از رمان دختری با گوشواره مروارید اثر تریسی شوالیه اقتباس شده‌است.

💡 گوهر مهرش چو کان در دل نهان کردم ولیک با چنین دریای مروارید معدن، چون کنم

💡 ماه من جَزع مرا بر زر عقیق افشان‌کند چون به‌ زیر لعل مروارید را پنهان کند

💡 این مطلع آمد خوب‌تر از عقد مروارید تر چون طوطی طبعم شکر از نطق گویا ریخته

💡 فرو بارید مروارید گرد این سیه دیبا که بر دو عارض من بست دست بی‌وفا عالم