لغت نامه دهخدا
بوت ابر بوت. [ اَ ب َ ] ( اِ مرکب ) بوط ابر بوط. بوته بر بوته. رجوع به همین ترکیب شود.
بوت ابر بوت. [ اَ ب َ ] ( اِ مرکب ) بوط ابر بوط. بوته بر بوته. رجوع به همین ترکیب شود.
بوط ابر بوط. بوته بر بوته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتم بوتین (اوکراینی: Артем Олексійович Бутенін؛ زادهٔ ۳ اکتبر ۱۹۸۹) بازیکن فوتبال اهل اوکراین است.
💡 این نوع بوت اگرچه کاربرد اروتیک دارد و سلطهگری زنانه ضد مردان را نیز یادآوری میکند اما امروزه کاربردی فراوان در مد و زیبایی زنان دارد. با این حال در صنعت مد بیشتر برای زنان دارای پاهای کشیده پیشنهاد میشود.
💡 از آنجا که این کمپین بهطور معمول از سوی حلقه محدودی از گزارشگران و کارشناسان در یک سازمان رسانهای آغاز میشود و برنامه مشخصی برای آن طراحی شدهاست، گفته میشود که «این کمپین از سوی بوتاسترپ (معنی لغوی)های خودش بالا کشیده میشود.»
💡 هنری راثبون برای لحظهای با بوت دست به یقه شد، اما بوت با ضربه چاقو خود را رها کرد. سپس بوت فریاد زد:
💡 دفتر مرکزی بوتان ایرلاینز در تیمفو، بوتان واقع شدهاست و به ۵ مقصد، پرواز مستقیم انجام میدهد.
💡 شمار گویشوران این زبان در نپال در سرشماری سال ۲۰۰۱ ۱۱٬۰۵۳٬۲۵۵ نفر بودهاست. تعداد نپالیزبانهای بوتان در سال ۱۹۹۳ حدود ۱۵۶ هزار نفر بوده که بیشتر در جنوب بوتان زندگی میکنند و بسیاری از آنها هندو یا مسیحی هستند.