چاپچی

لغت نامه دهخدا

چاپچی. ( ص مرکب ) طابع. مطبعه چی. باسمه چی. آنکه کتاب چاپ کند یا در چاپخانه کار کند. || دروغگو. گزافه گوی. اغراق گوی. لاف زن. سخن ساز. حقه باز. شارلاتان. چاچول. و رجوع به باسمه چی شود.

فرهنگ معین

[ هند - تر. ] (ص مر. ) ۱ - چاپ کننده. ۲ - کارگر چاپ خانه.

فرهنگ عمید

۱. چاپ کننده.
۲. کارگر چاپخانه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- چاپ کننده. ۲- کارگر چاپخانه.
طابع ٠ مطبعه چی ٠ باسمه چی ٠ آنکه کتاب چاپ کند یا در چاپخانه کار کند ٠ یا دروغگو ٠ گزافه گوی ٠ اغراق گوی ٠ لاف زن ٠ سخن ساز ٠ حقه باز ٠ شارلاتان ٠ چاچول ٠

جمله سازی با چاپچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیل رنگ چالش برانگیزی است زیرا در آب قابل حل نیست و برای حل این مشکل باید دستخوش تغییرات شیمیایی شود (احیا یا اکسایش و کاهش). احیا، نیل را به نیل سفید تبدیل می‌کند. وقتی که پارچهٔ غوطه‌ور از حمام رنگرزی خارج شود، نیل سفید به سرعت با اکسیژن ترکیب می‌شود و تبدیل به نیل غیرمحلول و نیلی رنگ می‌شود. وقتی که این روش در اروپا در دسترس قرار گرفت، به دلیل این خاصیت ممتاز، اکثر رنگرزها و چاپچی‌ها را به خود جلب کرد. این روش هچنین نیازمند روش‌های شیمیایی زیادی بود که در بعضی موارد از مواد شیمیایی سمی استفاده می‌شد که موجب آسیب دیدگی کارگرها می‌شد.