بهیره

لغت نامه دهخدا

( بهیرة ) بهیرة. [ ب َ رَ ]( ع ص، اِ ) زن سست کوتاه خلقت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || زن شریف آزاد. || زن گران کابین. بهیرة مهیرة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ازناظم الاطباء ). زن نیکو گران کاوین. ( مهذب الاسماء ).
بهیره. [ ب َ رَ ] ( اِ ) بهندی بلیله است. ( فهرست مخزن الادویه ) ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به بهیر شود.
بهیره. [ ب َ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باوی است که در بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع است و 225 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان باوی است که در بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع است.

فرهنگ اسم ها

اسم: بهیره (دختر) (عربی) (تلفظ: bahire) (فارسی: بَهيره) (انگلیسی: bahire)
معنی: شریف، زیبا، زن سنگین کفل، بزرگ سرین

جمله سازی با بهیره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اغراض ص ۶۱۴ می‌گوید: «بلیله سرد است بدرجه اول معده دباغت می‌کند و در مخزن گوید: هندی آن بهیره است ثمر درختی است مایل باستداره و سر آن اندک باریکتر و بزرگتر از عفص و پوست آن زرد و اغبر و نازکتر از پوست هلیله و مستعمل پوست آن است و درخت آن عظیم و برگ آن عریض تر از برگ انبه.»‎

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز