بی کلهی

لغت نامه دهخدا

بی کلهی. [ ک ُ ل َ ] ( حامص مرکب ) بی کلاهی. سربرهنگی. || کنایه از ناداری منصب و مقام و مال و منال است:
چه غم ز بی کلهی کآسمان کلاه من است
زمین بساط و در و دشت بارگاه من است.حافظ.رجوع به کُله شود.

فرهنگ فارسی

بی کلاهی. سر برهنگی. یا کنایه از ناداری منصب و مقام و مال و منال است.

جمله سازی با بی کلهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر باد غم ستد ز سر من کلاه صبر شاید که من ز بی کلهی سر گشاده ام

سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز