لغت نامه دهخدا
باسمه چی. [ م َ / م ِ ] ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) طابع. چاپچی. کارگر چاپخانه. آنکه مباشر کار چاپ و طبع میباشد. ( ناظم الاطباء ). متصدی عمل باسمه: صاحبجمع کتابخانه پنجاه تومان مواجب و از باسمه چی و زرکوب و کاغذگر و مقراض گر و مذهب، بلاتشخیص مبلغ، رسوم داشته. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 71 ). و رجوع به باسمه شود.