جرید. [ ج َ ] ( ع ص، اِ ) روز و سال تمام. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). تمام. ( آنندراج ). یوم جرید؛ روز تمام و کذلک عام جرید. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). || شاخ درخت خرما. ( آنندراج ). شاخه های درخت خرما و یکی آن جریده است.( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || درختی که شاخ و پوست از آن جدا کرده باشند. ( آنندراج ). جریده. ( یادداشت مؤلف ). || در بیت زیر به معنی یکه رو و تنهاست:
روز خفاشک نیارد برپرید
شب برون آید چو دزدان جرید.مولوی.|| قاصد و جاسوس. ( غیاث اللغات از لطائف ). معنی قبلی بظاهر از مصادیق معنی اخیر است.
(جَ ) [ ع. ] (ص. ) تنها، تنهارو، منفرد.
۱. نیزۀ کوتاه.
۲. یکه وتنها.
( صفت ) تنها تنهارو منفرد.
روز و سال تمام تمام یا شاخ درخت خرما یا درختی که شاخ و پوست از آن جدا کرده باشند.
تنها، تنهارو، منفرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگذار ساز و آلت حس و خیال ووهم تنها جریده رو که گذر برمضایقست
💡 نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح که صد کتاب سخن هست در جریده صبح
💡 جریدة الغد الأردنیة - الإعلان عن تأسیس مجموعة أصدقاء الأردن فی البرلمان الأوروبی
💡 جریده بر صف مژگان او چه میزنی ای دل گمان مبر که سواری به یک سپاه برآید
💡 معلوم رای توست که در شاعری مرا مدح تو سَر جریده و آغاز دفترست