کشاد دادن

لغت نامه دهخدا

کشاد دادن. [ ک ُ دَ ] ( مص مرکب ) در مقصود بر روی کسی واکردن. ( آنندراج ). گشاد دادن.
- کشاد دادن کار؛ متعدی کشودن کار. ( آنندراج ):
کار را دادن کشاد آلوده خود را کردنست
تکیه بر دیوار در را وقت در واکردنست.محسن تأثیر ( ازآنندراج ).رجوع به گشاد دادن شود.
- کشاد کار؛ برآمدن حاجت. ( آنندراج ). رسیدِ مقصود:
خدا که صورت ابروی دلگشای تو بست
کشاد کار من اندر کرشمه های تو بست.حافظ ( از آنندراج ).

جمله سازی با کشاد دادن

💡 طلب کرد آن ساعت و بار داد به ایشان در مشورت را کشاد

💡 چه خوش گفتست طغرل حضرت مولای من بیدل کشاد کار خود بی‌ناخن تدبیر می‌خواهم!

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز