لغت نامه دهخدا
چشم زهره رفتن. [ چ َ / چ ِ زَ رَ / رِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) نگاه خیره و غضب آلود به کسی کردن. ( از فرهنگ نظام ). خیره نگریستن. چشم آغیل رفتن. چشم غره رفتن. با خشم و غضب و تهدید کس رانگریستن. رجوع به چشم زهره شود.
چشم زهره رفتن. [ چ َ / چ ِ زَ رَ / رِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) نگاه خیره و غضب آلود به کسی کردن. ( از فرهنگ نظام ). خیره نگریستن. چشم آغیل رفتن. چشم غره رفتن. با خشم و غضب و تهدید کس رانگریستن. رجوع به چشم زهره شود.
( مصدر ) نگاه خیره و غضب آلود کردن بکسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهره اندر حضیض ناپیدا گشته از نور خویش جمله جدا
💡 ای خواجه برو بندهٔ آن زهره جبین باش در بندگی خاک درش صدر نشین باش
💡 همی رفت و پابوس زهره نبود هم از دور رو بر زمین داشتم
💡 بهرام و تیر و کیوان در رتبه کیستند ای زهره ترا مه و خورشید مشتری
💡 ماه تِمُوم، یوسفَ وُ زهره کنج ابر از پُوشتِ پرده چشم زلیخایَهْ پِنْدَرِی