لغت نامه دهخدا
نطعپوش. [ ن َ ] ( نف مرکب ) نطعپوشان، کنایه از پهلوانان، چرا که وقت کشتی تنبان از چرم می پوشند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به نطعی و نطعی پوش شود.
نطعپوش. [ ن َ ] ( نف مرکب ) نطعپوشان، کنایه از پهلوانان، چرا که وقت کشتی تنبان از چرم می پوشند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به نطعی و نطعی پوش شود.
نطع پوشان: کنایه از پهلوانان چرا که وقت کشتی تنبان از چرم می پوشند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهی گر نامه ام بر سر، عجب نیست؛ که شد چتر فریدون نطع کاوه
💡 ز نطع و ریگ دل نومید داری که بر سر تیغ زن خورشید داری
💡 هر شبی بر خاک کویت جای سازم تا سحر نطع خاکم زیر پهلو، آستانم زیر سر
💡 تو آنرا بین که با شاهان نپراخت به نطع خسروی بازی در انداخت
💡 آسمان نطع مرادم برفشاند نه شهش ماند و نه فرزین ای دریغ