معنبر شدن

لغت نامه دهخدا

معنبر شدن.[ م ُ عَم ْ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به عنبر آغشته شدن.عنبر آلوده شدن. معطر گشتن. خوشبو شدن:
نوک کلک از شرح خلق او معنبر می شود
صدر شرع از فر جاه او مزین آمده ست.جمال الدین عبدالرزاق.معنبر شد از گرد او صیدگاه.نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - به عنبر آغشته شدن: [ نوک کلک از شرح خلق او معنبر میشود صدر شرع از فرجاه او مزین آمد ست. ] ( جمال الدین اصفهانی. ۲ )۴٠ - خوشبو گشتن.
به عنبر آغشته شدن عنبر آلود شدن

جمله سازی با معنبر شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از رخ چو بتم زلف معنبر برداشت یعنی ز سمن بنفشه ی تر برداشت

💡 چون معنبر نشود بزم دو عالم صائب؟ زین گرهها که من از زلف سخن وا کردم

💡 دل در خم آن زلف معنبر بنشست جان گفت که دل رفت وزین غمکده رست

💡 تا قیامت پرده از شام معنبر آفتاب آفتاب بازکش سرآفتاب

💡 چون دل دیوانگان بسته بزنجیر شد باد صبا چون بر آن زلف معنبر گذشت

💡 هوا معنبر و مجلس بهشت و ساقی حور خمار در سر و بر کف شراب می‌بینم

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز