معالات کردن

لغت نامه دهخدا

معالات کردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با کسی در بلندی نبرد کردن. در بلندی با کسی یا چیزی رقابت کردن: و لشکری که بدان با روزگار معادات و با فلک معالات توان کرد... در جهان آواره گشته... ( نفثةالمصدور ). و رجوع به معالاة شود.

جمله سازی با معالات کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دبير هوشمند دريافت كه اين عنصر براى نقاشى آفريده شده، نه براىحل معالات جبرى. او هر چه در اين راه رنج ببرد، كمتر سودى خواهد برد. وظيفه وجدانىخود دانست كه به ولى او جريان و تشخيص خود را گزارش دهد.

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز