لغت نامه دهخدا
فوطه ربای. [ طَ / طِ رُ ] ( نف مرکب ) رجوع به فوطه ربا شود.
فوطه ربای. [ طَ / طِ رُ ] ( نف مرکب ) رجوع به فوطه ربا شود.
( فوطه ربا ی ) ( صفت ) دزد و عیاری که فوطه و دستار را از سر و دوش مردم می رباید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کس ز صوف و فوطه بیطاعت نیابد پایگاه کی بجایی میرسد مردم ز ریش و پوستین
💡 گوییا بر آب حیوان برگ نیلوفر دمید آن تن نازک به زیر فوطه نیلوفری
💡 ز پشت فوطه شده آشکار شق سرین چو بدر کز دو طرف جلوهگر شود ز غمام
💡 کلاهی دوخته بر سر ز تمکین به گردش فوطه ای از رخت سنگین
💡 گفت بس کن فتنه، ای زشت عنود آنچه بردیم از تو، این یک فوطه بود
💡 در خواب ندانم که چه دیدستی دوش کامروز چو نقش فوطه در هم شدهای