لغت نامه دهخدا
( حله آدم ) حله آدم. [ ح ُل ْ ل َ / ل ِ ی ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از رنگ سبز است. ( شرفنامه منیری ).
( حله آدم ) حله آدم. [ ح ُل ْ ل َ / ل ِ ی ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از رنگ سبز است. ( شرفنامه منیری ).
( حله آدم ) کنایت زا رنگ سبز است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جه حله باسد ازین بهکه تا زمانه بود نگار او نکند گردش زمانه هَبا
💡 خازنان خلد قاری در معانی این دُرَر بهر جیب حلهها گویی مهیا میکنند
💡 تربیت را حله گو در ما مپوش عافیت را پرده گو بر ما متن
💡 روانراست نو حله ای از بهشت که هرگز نه فرسوده گردد نه زشت
💡 ای جان جان جزو و کل وی حلهبخشِ باغ و گل وی کوفته هر سو دهل کای جان حیران الصلا