لغت نامه دهخدا
باغچه بند. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( نف مرکب ) باغبان یا کارگری که زمینها را بباغچه ها بخش کرده مرز بندد. و رجوع به باغچه بندی و باغچه بندی کردن و باغچه شود.
باغچه بند. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( نف مرکب ) باغبان یا کارگری که زمینها را بباغچه ها بخش کرده مرز بندد. و رجوع به باغچه بندی و باغچه بندی کردن و باغچه شود.
باغبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه باغچه (تسوا) مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان سمنان، بخش مهدیشهر، روستای فولاد محله واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۴۳۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 از برگ و بر عاریت آزرده دماغم گر رنگ بود با گل این باغچه، بو نیست
💡 خواهد از شاخ مکافات به صدرنگ دمید برگ سبزی که درین باغچه پامال تو شد
💡 آن رایحهٔ زلف است یا لخلخهٔ عنبر؟ یا غالیه میساید در باغچه حسن او؟
💡 باغچه جلیل، روستایی از توابع بخش سپیدار شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.