لغت نامه دهخدا
باغچه بندی. [ چ َ/ چ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل باغچه بند. تنظیم کرتهای باغ. ( از ناظم الاطباء ). تقسیم زمین باغ به کَرتها ( کردها ) و قطعات کوچک. مرزبندی قطعات باغ گلکاری یا نهالکاری را. و رجوع به باغچه و باغچه بندی کردن شود.
باغچه بندی. [ چ َ/ چ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل باغچه بند. تنظیم کرتهای باغ. ( از ناظم الاطباء ). تقسیم زمین باغ به کَرتها ( کردها ) و قطعات کوچک. مرزبندی قطعات باغ گلکاری یا نهالکاری را. و رجوع به باغچه و باغچه بندی کردن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقدسی در سده دهم آنها را به عنوان مناره توصیف کرد، در حالی که ناصر خسرو در اوایل قرن یازدهم برخی از آنها را تا ۱۴ طبقه توصیف کرد، با باغچههای پشت بام در طبقه بالای آن با چرخهای آبی که با گاو کشیده میشد برای آبیاری.
💡 ای خط تو پاکیزهتر از سبزهٔ نوخیز بر سبزهٔ نوخیز که شد باغچه مینو
💡 سازم از لعل لبش باغچه ای پر غنچه آنچنان لعل که ریزد شکر اندر گفتار
💡 در وسطِ حیاطِ آجرفرش شده، حوض سنگیِ مستطیل شکلی، با سنگهای تراشیده و فواره قرار دارد، همچنین با اندکی فاصله در طرفینِ این حوضِ سنگی، باغچههای بزرگی با حاشیههای سنگچینی به چشم میخورد.
💡 صائب از اطلس گردون گله بی انصافی است سرو این باغچه را برگ دو پیراهن نیست
💡 حوضها و باغچه ها و دكورها هر كدام روى حساب و براى منظورى ساخته شده باشد، ولىمجموعه آن بناى عظيم هيچ هدفى را تعقيب نكند؟