اجسام غیرالیه

لغت نامه دهخدا

( اجسام غیرآلیه ) اجسام غیرآلیه. [ اَ م ِ غ َ/غ ِ رِ لی ی َ/ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اجسام مفرده. مقابل اجسام آلیه.

فرهنگ فارسی

( اجسام غیر آلیه ) اجسام مفرده

جمله سازی با اجسام غیرالیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عکاسان از این اصول از بین بردن بازتاب‌ها از آب استفاده می‌کنند تا بتوانند از اجسام زیر سطح آب عکس بگیرند.

💡 هر عرضى را معناى خاصى لازم است. قرآن مخلوق و عرض است وفعل پروردگار نيست، زيرا اعراض فعل خداوند نمى باشند. خداوند قدرت ايجاد اعراضرا ندارد. خدا نه خالق مرگ است و نه خالق حيات؛ اين اجسام اند كه اين حالات را دارند.همه كتب آسمانى كلام خدا نيستند. كتب آسمانى قائم به ذات خدا نيستند و... و...

💡 گروهی بینم آنجا خلوت‌آرایان قدس اما همه یوسف صفت در پیکر اجسام زندانی

💡 (آیرودینامیک در بعضی کتب به برقراری تعادل اجسام با هوای ثابت نیز تعریف شده‌است)

💡 تا چو صُنع ایزدی اجسام را آرد پدید لطف او ارواح صافی را به اجسام آورد

💡 چو هر سنگی عسل گردد چرا مومی کند مومی همه اجسام چون جان شد چرا استیزه تن باشم