لغت نامه دهخدا
ابن نخله. [ اِ ن ُ ن َ ل َ ] ( ع ص مرکب ) دَنی. ناکس.
ابن نخله. [ اِ ن ُ ن َ ل َ ] ( ع ص مرکب ) دَنی. ناکس.
ناکس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رشید نخله (۱۸۷۳ - ۱۹۳۹) شاعر عربی لبنانی بود. سرود ملی لبنان معروف به همگی برای میهن را سرود. زجلهایش چاپ شدهاست.
💡 چون به نخله محمود در رسیدیم توانگر را اجل فرا رسید. درویش به بالینش فراز آمد و گفت: ما به سختی بنمردیم و تو بر بختی بمردی.
💡 پس مقاتله كرد تا ضعف عارض آن جناب شد، ديگر بارهنوفل و به روايتى حكيم بن طفيل لعين از كمين نخله بيرون تاخت و دست چپش را از بندبينداخت، جناب عبّاس عليه السّلام اين رجز خواند:
💡 قال على:... انى مررت باصهاكى يوما فقال لى: مامثل محمد فى اهل بيته الا كمثل نخله نيتت فى كناسه !
💡 شاخی از نخله طوبی است بنزدش اما جامه پوشیده بر آن کاین بودم سرو روان