لغت نامه دهخدا
پولداری. ( حامص مرکب ) صفت پولدار. توانگری. ثروتمندی.
پولداری. ( حامص مرکب ) صفت پولدار. توانگری. ثروتمندی.
توانگری ثروتمندی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تریشنا به همراه خانواده تقریباً فقیرش در روستایی در راجستان معاصر زندگی میکند. جی از خانواده ثروتمندی است (ثروتمندترین خانواده شهر). تریشنا برای خانوادهٔ جی کار میکند. روزی که جی از لندن به راجستان برمیگردد، در نخستین دیدار و ملاقات با تریشنا، عاشق وی میشود ولی چون جی از خانواده پولداری است نمیتواند به راحتی با تریشنا ازدواج کند و...
💡 بروس لی از ییپ من خواست به او نشان دهد که چگونه میتواند با آدمک چوبی تمرین کند، زیرا او میخواست در فیلمهایش از آدمک چوبی استفاده کند. در عوض او پیشنهاد یک آپارتمان را به ییپ من -که آدم پولداری نبود- داد. اما ییپ من پیشنهاد او را رد کرد و گفت:
💡 سیامک پسری جوان، عاشق دختر پولداری به نام شهرزاد میشود. پدر شهرزاد که مخالف ازدواج آن دو است با طرح نقشهای به سیامک تهمت دزدی زده و او به زندان میافتد. با زندان رفتن سیامک مادر او نیز ناراحت به روستایی که در گذشته در آن زندگی میکردند رفته و در همانجا فوت میکند. سیامک بعد از آزادی از زندان به روستا میرود و ساکن میشود تا اینکه…
💡 داستان ۹۰۲۱۰، دربارهٔ خانوادهٔ ویلسون و فرزندان آنها که دانشآموزان پولداری هستند و در دبیرستان خیالی «بورلی هیلز غربی» درس میخوانند است. فرزندان خانواده، «آنی ویلسون» و «دیکسون ویلسون» هستند. پدرشان، «هری ویلسون» همراه با خانوادهاش از کانزاس به خانهٔ دوران کودکیاش بازگشته تا از مادرش «تابیتا ویلسون» که در گذشته یک ستاره تلویزیونی بوده، مراقبت کند.