بالاییدن تصویر معنی بالاییدن مترادفها بزرگداشت، ستودن، تکریم، ارج نهادن، ستایش کردن متضادها تحقیر کردن، پست شمردن، خوار کردن لغت نامه دهخدا بالاییدن. [ دَ ] ( مص ) پالانیدن. ( ناظم الاطباء )، افزودن. رجوع به پالاییدن شود.- بربالاییدن؛ تحریک کردن. برانگیختن. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف بربالانیدن است. رجوع به بالانیدن و رجوع به اشباب شود. گزارش محتوای نامناسب