موئل

موئل

لغت نامه دهخدا

موئل. [ م ُ وَءْ ءِ ] ( ع ص ) خداوند ستور. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). خداوند گله و رمه. ( ناظم الاطباء ).
موئل. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) رهایی. || جای رهایی. جای پناه. ( منتهی الارب ). ملجاء. ( المنجد ). اندخسواره. ( دهار ). مرجع. ( اقرب الموارد ). پناهگاه. ( ترجمان القرآن جرجانی ص 96 ). ملجاء. معقل. وزر. پناه. پناهگاه. مأوی. ( یادداشت مؤلف ): ایشان را وزر و موئل و معقل و دستگیر نباشد. ( تاریخ بیهق ابن فندق ص 15 ). || ایستادنگاه سیل. ( منتهی الارب ). ایستادنگاه آب.( آنندراج ). || در اصطلاح کفشگری، پس آهنگ، یعنی آهنی که برای فراخ کردن کفش همراه قالب در پس کفش نهند. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به پس آهنگ شود.

فرهنگ عمید

ملجٲ، جای پناه.

فرهنگ فارسی

خداوند ستور.

دانشنامه عمومی

موئل ( به اسپانیایی: Muel ) یک دهستان در اسپانیا است که در استان ساراگوسا واقع شده است. موئل ۷۹ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۱۴۲ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با موئل

💡 راغب اصفهانى (م 502 ق ) هم گفته است: التاءويل من الاءول، اءى الرجوع الى الاءصل. يعنىتاءويل از اءول و به معناى بازگشت بهاصل و ريشه است، موئل محل بازگشت را گويند. و معناىتاءويل در لغت، باز گردانيدن شيى ء است به مراد و مقصود اصلى آن. و در قرآن كريمدر موارد زير نيز به همين معنا آمده است:

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز