لغت نامه دهخدا
راز ماندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) کشف نشدن.نهان ماندن. مخفی ماندن. پوشیده ماندن:
مرا بعشق تو طشت ای پسر ز بام افتاد
چه راز ماند طشتی بدین خوش آوازی.سوزنی.
راز ماندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) کشف نشدن.نهان ماندن. مخفی ماندن. پوشیده ماندن:
مرا بعشق تو طشت ای پسر ز بام افتاد
چه راز ماند طشتی بدین خوش آوازی.سوزنی.
کشف شدن نهان ماندن مخفی ماندن پوشیده ماندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرژ یک راز دولتی دارد. او، خانوادهاش و باغبان لئو (ون دام) در فهرست مرگ دولت ظاهر میشوند. آنها سعی میکنند برنامهای برای زنده ماندن طراحی کنند.