کیش مند

لغت نامه دهخدا

کیش مند. [ ک َ / ک ِ / ک َ ی ِ م َ ] ( ص مرکب ) به معنی جباری و قهاری باشد به لغت زند و اوستا. ( برهان ) ( آنندراج ). به لغت زند،جبار و قهار و توانا. ( ناظم الاطباء ). از برساخته های فرقه آذرکیوان. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 262 شود.، کیشمند. [ م َ] ( ص مرکب ) متدین و دیندار. || پیغمبر. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). || در زند و پازند، نیرومند و قوی. ( از جانسون ) ( از اشتینگاس ).

فرهنگ فارسی

به معنی جباری و قهاری باشد به لغت زند و اوستا. به لغت زند جبار و قهار و توانا. از بر ساخته های فرق. آذر کیوان ٠

جمله سازی با کیش مند

💡 نیشش همه نوش آمد و دردش همه داروست دردی کش غم کیش که بیمار تو باشد

💡 چون مرد دین نبودم کیش مغان گزیدم دین رفت و بر میان جز زنار می نبینم

💡 در مسیر هوایی دارای ۶ پرواز در طول هفته به تهران، مشهد، کیش و اصفهان می‌باشد.

💡 کیشم همه عشقست و نیاید بصفت راست تیری که مرا بر دل از آن کیش رسیدست

💡 گر نظر بر چشم کافر کیش او خواهد فتاد آتشی بر عاشق بی خویش او خواهد فتاد

💡 این بازی روز ۸ دی ماه ۱۳۹۲ در ورزشگاه المپیک جزیره کیش برگزار شد.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز