لغت نامه دهخدا
کور دجله. [ ک ُ وَ رِ دِ ل َ ] ( اِخ ) به همه مناطقی از اعمال بصره گویند که میان میسان تا دریا واقع شده است. ( از معجم البلدان ).
کور دجله. [ ک ُ وَ رِ دِ ل َ ] ( اِخ ) به همه مناطقی از اعمال بصره گویند که میان میسان تا دریا واقع شده است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان جام جم که تا خط بغداد داشتی بیش از هزار دجله مزیدم به صبحگاه
💡 نبرد بابل از دید راهبردی برجسته و کلید دسترسی به سواد، سرزمین میان دجله و فرات بود.
💡 گذر قافله بر چشم ترم گر افتد بعد از این دجله نخوانند دگر جیحون را
💡 اشک خسرو همه خون است و حذر زین دریا کاین نه موجی ست که از دجله و جیحون خیزد
💡 با من گریان چه داری، رو که تا نزدیک من هر قدم می باید از صد دجله و جیحون گذشت
💡 ز رشک آنکه چرا کوزه لب نهد به لبت مرا دو دیده ز نم دجله و فرات شود