فرهنگستان زبان و ادب
{illocutionary force} [زبان شناسی] بیان جملات به منظور انجام دادن اعمالی نظیر قول دادن، متهم کردن، نامیدن و جز آن در قراردادهای اجتماعی
{illocutionary force} [زبان شناسی] بیان جملات به منظور انجام دادن اعمالی نظیر قول دادن، متهم کردن، نامیدن و جز آن در قراردادهای اجتماعی
بیان جملات بهمنظور انجام دادن اعمالی نظیر قول دادن، متهم کردن، نامیدن و جز آن در قراردادهای اجتماعی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حد واعظ کی بود شاها تلاش مدح تو؟ نیست جز تعریف عرض حال منظوری از آن
💡 عمر گویندم که ضایع میکنی با خوبرویان وان که منظوری ندارد عمر ضایع میگذارد
💡 واژهٔ خدا در گفتههای هراکلیتوس بسیار مورد استفاده قرار گرفتهاست، که البته این واژه جدای از واژهٔ خدایان بهکار گرفته شده. بهنظر میرسد منظوری که هراکلیتوس از واژهٔ «خدا» در نظر داشته، مفهومِ عدالت جهانی، و تصوری همهخدایی بودهاست.
💡 نظرها را نمییابی، و ناظر را نمیبینی چه محرومی ازین هردو، چو تو محبوس منظوری
💡 گردشگر، کسی است که به منظوری غیر از کار و کسب درآمد، برای مدتی بیش از یک شب و کمتر از یک سال، به سرزمینی جز محیط متعارف خود، پای میگذارد و در آن، اقامت میگزیند.
💡 شاید امروز بیشتر عروس و دامادها و اطرافیان آنها ندانند که معنای ترکیب سفره عقد چیست و در اساس به چه منظوری گسترده میشود.