لغت نامه دهخدا
کار خوابیدن. [ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از تعطیل شدن کار. بی رونق بودن کار. کسادی بازار. خوابیدن کار: کار خوابیده است. بازار خوابیده است.
کار خوابیدن. [ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از تعطیل شدن کار. بی رونق بودن کار. کسادی بازار. خوابیدن کار: کار خوابیده است. بازار خوابیده است.
کنایه از تعطیل شدن کار کسادی بازار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک اعدام مصنوعی هم داشتند، که ما را چشم بسته به درخت بستند و لوله تفنگ را هم گذاشتند کنار صورتمان و چند خشاب خالی کردند حتی همین حالا هم وقتی میخواهم استراحت کنم و به خواب بروم همان ابتدای خوابیدن به صورت ناگهانی از زمین میپرم بالا، هنوز تشنج آن روز را در خودم حس میکنم.
💡 باری که در انوما الیش به شکلی استعاری به یوغ تعبیر میشود، خستگیِ ناشی از ناتوانی در خوابیدن است؛ در آترا-هاسیس به صورت کار اجباری و خستگی ناشی از آن وجود دارد. این مساله نیز یادآور ستمگری انلیل و رژیم او است.
💡 تنوع دورههای فعالیتهای زیستی در موجودات زنده برای فرایندهای بسیار ضروری انجام میگیرد. فرایندهایی که در جانوران شامل خوردن، خوابیدن، جفتگیری کردن، مهاجرت، خواب زمستانی و تقسیم یا باززایی سلولها است و در گیاهان شامل جنبشهای جوانهزنی، واکنشهای فوتوسنتزی است.
💡 در بسیاری از کشورها، تابلوهای آگهی به مردم کمک میکنند تا جایی برای غذا خوردن، خوابیدن یا تهیه بنزین پیدا کنند. به خصوص در جایی مانند آمریکا، با بزرگراههای متعدد و مسافتهای طولانی و خالی از سکنه بین شهری، وجود چنین تابلوهایی برای مسافرین غریب و خسته، نعمتی است.
💡 این یافتهها احتمالاً در مورد ورزشکاران غیرحرفهای و همچنین کسانی که در مدارس یا سطوح بالاتر رقابت میکنند نیز صدق میکند. خوابیدن به اندازه کافی، فعالیت مثبتی است که کمک میکند در همه جنبههای زندگی، بهتر عمل کنید.