ژند رود

لغت نامه دهخدا

ژندرود. [ ژَ ] ( اِخ ) زاینده رود. زنده رود اصفهان. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

زاینده رود. زنده رود اصفهان

جمله سازی با ژند رود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خروشان به گنجینه دژ شدند به ایوان ژند بداختر شدند

💡 به شایسته‌کاری برون رفت، ژند گَوی دید بَرسان سروِ بلند

💡 مکوکال با ژند برگشته بخت ز من کشته گردید تن لخت لخت

💡 بزد بر کمرگاه ژند نژند سر و دست و دوشش به صحرا فکند

💡 روان رفت و آن قلعه را درب کند چو در قلعه شد ژند را سر فکند