چهارپایه بستن

لغت نامه دهخدا

چهارپایه بستن. [ چ َ / چ ِ ی َ / ی ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) نصب کردن ارکان و قوائم چهارگانه هرچیزی. || آماده کردن تخت خواب. تخت خواب بستن.

فرهنگ فارسی

نصب کردن ارکان و قوائم چهار گانه هر چیزی ٠ یا آماده کردن تخت خواب ٠

جمله سازی با چهارپایه بستن

💡 فرض کنید به تازگی رباتی سگ‌نما خریده‌اید که می‌تواند توسط دوربینی دنیای خارج را مشاهده کند، به کمک بلندگوهایش صداها را بشنود، با میکروفن هایی با شما سخن بگوید (گیریم محدود) و چهارپایه‌اش را حرکت دهد. همچنین در جعبهٔ این ربات دستگاه کنترل از راه دوری وجود دارد که می‌توانید انواع مختلف دستورها را به ربات بدهید. در پاراگراف‌های آینده با بعضی از نمونه‌های این دستورها آشنا خواهید شد.

💡 به اساس نوشته‌های استاد امیر ورزش رزمی تکواند به تعداد «ده» درجه (کوپ)، «شش» رنگ اصلی و «نه» رنگ کمربند استادی «دان» وجود دارد که به اساس چهارپایه مهم تکواندو توأم با امتحانات «نظری و عملی» استوار می‌باشد، و هر کدام از کمربند و رنگ‌ها در اساس مکتب ورزش تکواندو، مفاهیم جداگانه خود را دارد:

💡 روی سکه - خدای بعل که خوشه گندم و انگور به دست دارد، بر وری چهارپایه نشسته و نام او به خط آرامی نقر است.

💡 در طراحی صحنه این نمایش تنها از یک چهارپایه و مربعی روی زمین که بازیگر در آن اجرا می‌کرد استفاده شده‌است.