پیاله نوا

لغت نامه دهخدا

پیاله نوا. [ ل َ / ل ِ ن َ ] ( اِ مرکب ) اکل و شرب. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) خوردن و آشامیدن اکل و شرب.

جمله سازی با پیاله نوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هست انجمن ما چمنی پر گل و لاله گل عارض ساقیست دراو لاله پیاله

💡 دادند پیاله ای و بی خود با خود در عالم بی خودی به سیرم بردند

💡 بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد پیاله ای نگرفتم که آفتاب نشد

💡 چنان پیاله ی دردیکشان لبالب شد که خاک را ز هوس آب در دهان گردید

💡 پیاله گر بکف آید به پند گو منکر چو گل بود نظر از روی باغبان بردار

💡 و زان ته جرعه گر کردی پیاله تهی چون چنگ بسرودی به ناله