نافه کشی

لغت نامه دهخدا

نافه کشی. [ ف َ / ف ِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نافه کش. صفت آهوی نافه دار:
هر آهو که با داغ او زاده بود
ز نافه کشی نافش افتاده بود.نظامی.

فرهنگ فارسی

نافه با خود داشتن: هر آهو که با داغ او زاده بود ز نافه کشی نافش افتاده بود. ( نظامی لغ. )

جمله سازی با نافه کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای خون اگر که مشک خطا خوانمت خطاست تو از دل و ز نافه و از نافه برتری

💡 باد صبا ز نافه چینت نمی رسد بویی به عاشقان غمینت نمی رسد

💡 از سر سرو سهی نافه بیفتاد مگر کز چمن باز دم مشک ختا می‌آید

💡 خون همچو نافه در جگرش مشک می شود پیچد به هر غزال که مشکین کمند او

💡 به بوی خون بتوان یافت همچو نافه مشک ز فکر زلف تو شد هر سری که سودایی

💡 رسید نافه گشا باد صبحدم، گویا روان به دامن صحرا روایح ختنست

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز