لغت نامه دهخدا
ناخن پریان. [ خ ُن ِ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از صدف باشد وآن شبیه است به ناخن و بسیار خوشبوی می باشد و عربان اظفارالطیب خوانندش و در عطریات و دواها بکار برند.اگر قدری از آن در زیر زنی که حیض او بند شده باشد دود کنند روان گردد. ( برهان قاطع ). نوعی از صدف بسیار خوشبوی. ( ناظم الاطباء ). به هندی «نکه » گویند. ( فرهنگ نظام ). در تحفه گفته: جسم صلبی است صدفی مدور بمانند ناخن آدمی... برای خفقان و صرع نافع است. ( انجمن آرای ناصری ):
این کرم بین که از دلت خفقان
برده ایزد ز ناخن پریان.؟( از آنندراج ).