موزه بالین

لغت نامه دهخدا

موزه بالین. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) آستر نرمی که در پاشنه کفش و یا موزه قرار می دهند.

فرهنگ فارسی

آستر نرمی که در پاشنه کفش و یا موزه قرار می دهند.

جمله سازی با موزه بالین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یاد پاس تو سربرنداشت گر صد بار قیامت از ته بالین پاسبان برخاست

💡 راحت ما را همان پرواز بالین پر است در نقاب اضطراب رنگ دارد خواب گل

💡 بی خواب مانده ام، که گرفتست در غمت از دیدگان مرا همه بالین و بستر آب

💡 به فلاطون پی تعظیم فرو نارم سر خشت بالای خم میکده بالین من است

💡 اجل دوید به بالین و خوش دلم به هلاک ولی دریغ که امشب سرم به پای تو نیست

💡 یا نهم سر بکف پای تو یا بر سر تیغ بی تو خاکش بسر آنکو سر بالین دارد

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز