لغت نامه دهخدا
مشتی گری. [ م َ گ َ ] ( حامص مرکب ) مخفف مشهدی گری. لوطی گری. عمل نمودن غنای خود به دیگران با پوشیدن جامه های باب وقت و یا بخشیدن یا خرج کردن مالی در انظار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به معنی آخر مشتی شود.
مشتی گری. [ م َ گ َ ] ( حامص مرکب ) مخفف مشهدی گری. لوطی گری. عمل نمودن غنای خود به دیگران با پوشیدن جامه های باب وقت و یا بخشیدن یا خرج کردن مالی در انظار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به معنی آخر مشتی شود.
لوطی گری عمل نمودن غنای خود بدیگران با پوشیدن جامه های باب وقت و یا بخشیدن یا خرج کردن مالی در انظار
💡 بهر مشتی خون که خواهد خرج خاک تیره شد لب به حرف خونبها چون خودفروشان وا مکن
💡 به هم ناید لب از شادی ترا چون گل به مشتی زر اگر از حق نمیرنجی، از این باطل چه میخندی؟!
💡 ۴. حملات تروریستی نوامبر ۲۰۰۸، به شدت RAW و IB را در کانون انتقادات قرار داد. روزنامهنگاران و رسانهها برآورد ضعیف این سازمان از اتفاقات آتی را دلیل اصلی ورود مشتی تروریست به داخل شهر بمبئی خواندند. اما RAW سکوت را شکست و در بیانیه رسمی که صادر کرد به ارائه گزارش از اتفاقات تروریستی آتی به مقامات بالا سخن به میان آورد و علت این اهمال بزرگ و وقوع فاجعه را قصور مقامات سیاسی هند خواند.
💡 از آن روزگار این ماشین نماد اتومبیلهای قراضهای شده که هنوز از آنها استفاده میشود و بعدها فیلمی نیز به نام ماشین مشتی ممدلی ساختهشد.
💡 شاعران را جمع گردان در جناب خویش از آنک نوبت مشتی گران طبع پریشان در رسید
💡 به نظر میرسد کلارکسون با زدن مشتی بر صورت تهیهکننده، او را زخمیکردهاست. براساس همین رفتار غیرحرفهای، شبکه تصمیم به تعلیق کلارکسون گرفت. کلارکسون سال پیش نیز به دنبال به کار بردن عباراتی نژادپرستانه در برنامهٔ خود، آخرین اخطار خود را از مدیریت بیبیسی دریافت کرد.