لغت نامه دهخدا
لنگ بره بر لنگ زدن. [ ل ِ ب َرْرَ / رِ ب َ ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گریختن. ( غیاث ).
لنگ بره بر لنگ زدن. [ ل ِ ب َرْرَ / رِ ب َ ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گریختن. ( غیاث ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا مرکز دهستان چشمه لنگان است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۳۹۴ نفر (۳۲۹خانوار) بودهاست.
💡 هر دوحیرانیم وسرگران به کارخویشتن راه دور و پای لنگ وتوشه ای نه چون رویم
💡 عرصه بر من تنگ شد احوال را دانی چسان بود او بسان شیر غرّان من چو مور لنگ لاغر
💡 چه روز عمر بود تنگ و خنک فرصت لنگ ز دست داد نشاید صبوحرا دامان
💡 هر چند که بر چشم تو شوخی است مسلم پیش دل رم کرده ما آهوی لنگی است
💡 فیلم در ده رشته نامزد جایزه اسکار شد، اما فقط جسیکا لنگ برندهٔ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن گردید.