قمیش حاجیان

لغت نامه دهخدا

قمیش حاجیان. [ق َ ] ( اِخ ) دهی است از بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول، واقع در 3هزارگزی جنوب دزفول و 3 هزارگزی جنوب باختری راه شوشتر به دزفول. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری است. سکنه آن 100 تن است. آب آن از رودخانه دز و محصول آن غلات، برنج، کنجد، و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه بختیاری هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول واقع در ۳ هزار گزی جنوب دزفول و ۳ هزار گزی جنوب باختری راه شوشتر به دزفول. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرم سیری است.

جمله سازی با قمیش حاجیان

💡 نام و بانگ حاجیان از لاف بی معنی بود ور نداری استوارم بنگر اندر طبل و نای

💡 لاف عشق و وصل یاران، این بدان ماندبدان حاجیان در کعبه ماندند و به ترکستان شدند

💡 اگر از کام جویان بر در و دیوار او بینی سر کیوان به چوب حاجیان بارگه بشکن

💡 این چنین انصافها چون غازیان بادت ثواب وز چنان کردارها چون حاجیان بادت جزا

💡 طرف و سعی حاجیان اظهار شوقی بیش نیست آن که من می جویمش نی در حرم نی در صفاست

💡 حاجیان را گرچه باشد هدیه بد نه پیش تو در هوایت کشتن نفس و هوا شد هدیه‌ام

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز