شصت فیچ

لغت نامه دهخدا

شصت فیچ. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رابربخش بافت شهرستان سیرجان. سکنه آن 375 تن و آب آن از قنات است. محصول آنجا غلات و حبوب و مزارع زمان آباد جزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با شصت فیچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیکن این شصت‌پایه کاخِ بلند که‌آسمان بر سرش روَد به کمند

💡 به شصت و هشت رسیده است سال عمرم و هست مه رسیده ز ره بستر و قزا کندم

💡 بجز سپهبد دانا علیمراد که جانش نوان شد از قدراند از چرخ و شصت قدر

💡 9. مقايسه مشكلات و توطئه هاى فكرى - فرهنگى دههچهل تا دهه شصت با زمان كنونى.

💡 صیدیم به شصت غم شوریده و مست غم ما را تو به دست غم مسپار مخسب امشب

💡 این سریال در دههٔ شصت خورشیدی در ایران دوبله و از تلویزیون پخش شد.