زبان فهمیدن

لغت نامه دهخدا

زبان فهمیدن. [ زَ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) دریافتن سخن. فهم سخن.اهل فراست بودن. معروف است. ( آنندراج ):
زبان جوهر پیچیده شمشیر می فهمم
اشارت های ابرو را همی دانم همی دانم.صائب.

فرهنگ فارسی

دریافتن سخن فهم سخن اهل فراست بودن

جمله سازی با زبان فهمیدن

💡 البته با توجه به کلمات قیچی، قابلمه، قاشق که ریشه ترکی دارند فهمیدن ریشه کلمه بشقاب چندان کار دشواری نیست، تقریبا تمام کلماتی که حرف (ق) دارند ترکی یا عربی هستند.

💡 او که مصمم است کارهای بیشتری انجام دهد و در نهایت در کانون توجه قرار بگیرد، نمایشنامه‌ای را در فصل ۲ بر اساس همه چیزهایی که در اطرافش اتفاق افتاده است می‌نویسد. در همان زمان، او پس از فهمیدن یک سازگاری غیرمنتظره با فزکو، مثل برخی علایق مشترک غیرمعمول (مانند فیلم کنار من بمان) در سال ۱۹۸۶، به فزکو نزدیک‌تر می‌شود.

💡 چه دانی رمز دریا گر نداری گوش گردابی که‌ کار خار و خس نبود زبان موج فهمیدن

💡 چرخه رنگ‌ها بر اساس رنگ‌های رنگین کمان تنظیم شده است: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و بنفش. با قرار دادن این طیف‌ها در حول یک دایره ترکیب جدید، ولی در چرخه رنگ‌ها یافت می‌شود. با استفاده از این چرخه رنگ فهمیدن ارتباط بین رنگ‌های مختلف آسان‌تر خواهد شد.

💡 راز او فهمیدن از مکتوب اشک آلودگان سیر عکس گلستان در جوی صحرا کردن است