لغت نامه دهخدا
زاقف روبی. [ ق ِ ف ِ با ] ( اِخ ) قریه ای است از قرای نهر عیسی. ( از مراصد الاطلاع چ بریل ).
زاقف روبی. [ ق ِ ف ِ با ] ( اِخ ) قریه ای است از قرای نهر عیسی. ( از مراصد الاطلاع چ بریل ).
قریه ای است از قرای نهر عیسی
💡 دوری فسون وهم است اما چه میتوانکرد روبی به خاطرآمد ما را زیاد ما برد
💡 دوست در دل میکند منزل، گر از خاشاک غیر روبی، اما هر خسی این رفت و رو کی میکند
💡 روبی آکسیاتا (بنگالی: রবি) شرکت مخابرات بنگلادشی است، که در سال ۱۹۹۷ تأسیس شد.
💡 طرب مفت تو گر با تازه روبی کرده ای سودا درین کشور دکان گلفروشان شکری دارد
💡 جز حیا موجی ندارد چشمهٔ آیینهام گرد من چندان که روبی آب پیدا میشود
💡 نسخه فعلی این زبان روبی ۲٫۳٫۳ است که به زبان سی و به صورت زبانی با مفسر تکگذره پیادهسازی شدهاست.