دود پیما

لغت نامه دهخدا

دودپیما. [ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) دودپیمای. رجوع به دودپیمای شود.

فرهنگ فارسی

دود پیمای.

جمله سازی با دود پیما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای به دنیا بی سر و پای آمده خاک بر سر باد پیمای آمده

💡 نام عنقا شد جهان پیما ز فیض نیستی از وجود خویش بی نام و نشان ما همچنان

💡 پا به دامن‌ کش‌ که دارد عجز پیمای طلب عشرت روی زمین از آبله زیر نگین

💡 شراب بیخودی چندان به پیما که از سر هیچ نشناسیم پارا

💡 گویی هزار بند گران پاره می‌کنم هر گام پای بادیه پیمای خویش را

💡 پس وداع جمله کرد آن شهریار بر عقاب باد پیما شد سوار

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز