داور انوئیه

لغت نامه دهخدا

داورانوئیه. [ وَ ئی ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سبلوئیه بخش زرندشهرستان کرمان. در 25 هزارگزی جنوب زرند سر راه مالرو زرند به رفسنجان. دارای 64 سکنه. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات. شغل مردم زراعت. راه آن مالروست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان سبلوئیه بخش زرند شهرستان کرمان

جمله سازی با داور انوئیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دو چشمش خار باشد چون لبش دار و بود جور و زلفش سهل باشد چون رخش داور بود

💡 داور دلم در تربیت شاخی برش نادیده کس تا چون گلی زو بشکفد یا میوهٔ آن کی رسد

💡 مهر روز، اگر تو را از کسی مستمندی رسیده‌است پیش‌مهر بایست از مهر داوری بخواه و گرجش (‌ظ‌:‌گریه‌) کن‌.

💡 گفتمش: سخت ای صنم دل می رباید حسن تو گفت: داد این گونه حسن دلربا داور مرا

💡 حال بر تخت حضوری تو جهان داور و من بی‌حضور از غم بیماری و بی‌سامانی

💡 در این بخش هم داوران هیچ اثری را حائز رتبه‌های اول، دوم و سوم تشخیص ندادند.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز