لغت نامه دهخدا
شیوه مندی. [ شی وَ / وِ م َ ] ( حامص مرکب ) شیوه گری. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شیوه گری شود.
شیوه مندی. [ شی وَ / وِ م َ ] ( حامص مرکب ) شیوه گری. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شیوه گری شود.
شیوه گری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر شیوه معشوق کند عاشق کار پروانه چو شمع اگر نسوزد چه کند
💡 ماییم و بخت خندان، تا تو امیر مایی ای شیوهات شیرین، تو جان شیوهایی
💡 آن قوم که برفکندگان اند آن شیوه برون از آن و این است
💡 درکارگه شیوه تسلیم، عروجیست چندانکه نشان کف پایید جبینید
💡 هنوز شیوه بیگانگی نمی داند هزار نکته به یک حرف آشنا گیرد
💡 نکرده ایم بجز مدحتت ستایش کس روا نباشدم این شیوه هم مگر ناچار