لغت نامه دهخدا
دارخارشاه. ( اِخ ) کوهی است در جنوب ایران که بنابر کتاب نزهةالقلوب آب سرده از آن سرچشمه میگیرد. رجوع به نزهةالقلوب حمداﷲ مستوفی چ لیدن ص 225 شود.
دارخارشاه. ( اِخ ) کوهی است در جنوب ایران که بنابر کتاب نزهةالقلوب آب سرده از آن سرچشمه میگیرد. رجوع به نزهةالقلوب حمداﷲ مستوفی چ لیدن ص 225 شود.
کوهی است در جنوب ایران که بنابر کتاب نزهه القلوب آب سرده از آن سرچشمه می گیرد
💡 منه دل بر جهان کاین سردْ ناکس وفا داری نخواهد کرد با کس
💡 بدانگه که دار مرا یار خواست دل و بخت با او ندیدیم راست
💡 گر نروم من تو عنان نرم دار نی زمن از راهروان شرم دار
💡 یکی دیدم که بیچونی و بی چه در این معنی چه داری جملگی چه
💡 سخن باقیست یارت نیز باقی است چه غم داری چو دلدار تو ساقی است
💡 ما ز دریائیم و دریا عین ما گر نظر داری درین دریا نگر