داذ افرید

لغت نامه دهخدا

( داذآفرید ) داذآفرید. [ ف َ ] ( اِخ ) نام یکی از سرودهای ایران باستان که باربد برای خسرو پرویز ساخته بود. نام درست آن باید دادار آفرید باشد زیرا ثعالبی آن را بصورت یزدان آفرید نقل کرده است. ( ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی ص 507 ):
سرودی به آواز خوش برکشید
که اکنون تو خوانیش داد آفرید.فردوسی.رجوع به داذآفرین شود.

فرهنگ فارسی

( داذ آفرید ) نام یکی از سرود های ایران باستان که باربد خسرو پرویز ساخته بود

جمله سازی با داذ افرید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بتخت باش سلیمان بتاج افریدون بزیر مهر نگین تو گنبد خضرا

💡 چه پدر افریدون ‌از فر و هوشنگ از هنگ چه پسر برزو از برز و تهمتن ز توان

💡 نه هماناکه چنین داشته بود افریدون نه همانا که چنین ساخته بود اسکندر

💡 تا تو، نه کس نام اسکندر برد تا تو، نه کس یاد افریدون کند

💡 نفس سگ را خوار دارم لاجرم عزت از من یافت افریدون و جم

💡 یکی ز جشن عجم جشن خسرو افریدون یکی ز دین عرب دین احمد مختار

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز