لغت نامه دهخدا
خنده شمشیر. [ خ َ دَ / دِ ی ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از خون ریختن. خنده تیغ. ( آنندراج ).
خنده شمشیر. [ خ َ دَ / دِ ی ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از خون ریختن. خنده تیغ. ( آنندراج ).
کنایه از خون ریختن خنده تیغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز آتش شمشیر و از زخم دوال کوس او خویش را در هم کشد دشمن چو در آتش دوال
💡 یکی از معروفترین نمونههای این فولاد، فولاد ووتز (فولاد هندی) است که در شمشیرهای دمشق استفاده میشده است.
💡 ۸۴۲–۸۶۷ - میخائیل سوم - در سال ۸۴۰ میلادی، متولد شد و در سال ۸۶۷ میلادی، با ضربهٔ شمشیر کشته شد.
💡 از مدارا آنکه بر رویت سپر دارد بلاست در تنکرویی دم شمشیر قاتل میشود
💡 کشته شمشیر غم یعنی شهید عشق را زندگی این بس که از تو خونبها دارد امید
💡 اقدامات حاج شمشیری در این راستا سبب گردید که بعدها، بسیاری از او با عنوان «قهرمان قرضهٔ ملی» یاد کنند.