لغت نامه دهخدا
خرمن کوفته. [ خ ِ یا خ َ م َ ن ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خرمنی که آنرا کوبیده اند. خرمنی که آماده برای جدا کردن دانه های آن از سایر قسمتهای آن است. عَرْمة. قِصِری.
خرمن کوفته. [ خ ِ یا خ َ م َ ن ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خرمنی که آنرا کوبیده اند. خرمنی که آماده برای جدا کردن دانه های آن از سایر قسمتهای آن است. عَرْمة. قِصِری.
خرمنی که آنرا کوبیده اند. خرمنی که آماده برای جدا کردن دانه های آن از سایر قسمتهای آنست عرمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای پنج نوبه کوفته در دار ملک لا لا در چهار بالش وحدت کشد تو را
💡 حاجیان راه جان خسته نگردند از نشاط اشترانشان زیر بار از راه اعضا کوفته
💡 پس از اینکه تمام کوفتهها را درست کردید آنها را داخل قابلمه سس بچینید.
💡 حذر کنید ز کینی که از دو دل خیزد شرار کوفته میآید از دو سنگ برون
💡 «کولولیک» (به لاتین: Kololik) یا کوفته بوزباش یا کولولاک یا کوفته درشت.
💡 حدود یک ساعت و نیم زمان نیاز است تا کوفتهها بهطور کامل پخته شوند.