لغت نامه دهخدا
خردشکم. [ خ ُ ش ِ ک َ ] ( ص مرکب ) آنکه شکم او کوچک و لاغر است: هَوَش؛ خردشکم گشتن از لاغری. ( منتهی الارب ).
خردشکم. [ خ ُ ش ِ ک َ ] ( ص مرکب ) آنکه شکم او کوچک و لاغر است: هَوَش؛ خردشکم گشتن از لاغری. ( منتهی الارب ).
آنکه شکم او کوچک و لاغر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرد کشتی خشک دریات خواند کسی چون تو کشتی به خشکی نراند
💡 کسی کز جهل خود لاف خرد زد اگر زر زد نه بر نام تو، بد زد
💡 چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز شکرانه کرامت نیکان ز بد گریز
💡 خرد خواهی بگرد بخردان گرد که از دریا گهر حاصل توان کرد
💡 نمی خواهد که گردد بیضه ام خرد چنان دانم که خواهد بیضه ام خورد!