ختنه ناکرده

لغت نامه دهخدا

ختنه ناکرده. [ خ َ ن َ / ن ِ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه او را ختنه ناکرده اند. نامختون. اَقلَف. اَعْزَل. اَرْغَل. اَنْصَر. عُبور. اَعْرَم. ( از منتهی الارب ). || کنایت از نامسلمانی است.

فرهنگ فارسی

آنکه او ار ختنه ناکرده اند نامختون

جمله سازی با ختنه ناکرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناکرده برو تمام رای تو گذر از آب به خاصیت برافرازد سر

💡 ای دربغ آن که خانه ناکرده هم به‌ناگاه مرگش اندر تاخت

💡 کسی را امتحان ناکرده صد بار مگردانش برِ خود صاحب‌اسرار

💡 ابا ناکرده از لعلش ستانم اجازت گر دهد بوسی به دندان

💡 تن رها ناکرده هیچ از جان مگوی جان فداناکرده از جانان مگوی

💡 ناداده تن بخواری و ناکرده ترک سر نتوان نهاد پای بخلوت سرای ما

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
ذرت یعنی چه؟
ذرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز