لغت نامه دهخدا
( حره تقدة ) حره تقدة. [ ح َرْ رَ ی ِ ت ُ دَ ] ( اِخ ) یا حره نُقْدة. نام موضعی است. ( معجم البلدان ).
( حره تقدة ) حره تقدة. [ ح َرْ رَ ی ِ ت ُ دَ ] ( اِخ ) یا حره نُقْدة. نام موضعی است. ( معجم البلدان ).
نام موضعی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حره: از آدم صفى لله و نوح نبى الله و لوط و ابراهيمخليل الله و داود و سليمان، موسى و عيسى عليهم السلام.
💡 اما شكايت نعمان به انگيزه غيرت و حميت دينى نبود؛ زيرا همين فرد در ماجراى حره كهيزيد با انصار و فرزندانشان جنگيد، و نواميس آنان را در مدينه بر لشكريان شام مباحكردت سكوت كرده، سر در لام بزدلى فرو برد؛ با آنكه در آن زمان زنده و از جريانمطلع بود.
💡 گذشته از تحليلها و محاسبه هايى كه در علت مصونيت امام سجاد - عليه السلام - ازواقعه حره يادكرديم، عوامل برترى نيز دارد كه از زاويه اى ديگرقبل درك است.
💡 همان يزيدى كه در سالاول خلافت پسر پيامبر را كشت و در سال دوم جنايت هولناك حره را ايجاد كرد كه روىتاريخ را سياه كرده است و در سال سوم خانه كعبه را به منجنيق و آتش كشيد،
💡 آن روز كه مسلمانان درمعيت رهبر خود، سنگهاى حره را به نام الله بردوشحمل كرده و معبدى به نام خانه خدا وخانه مردم بنا نهاده اند امروز شارع عملشان از حدتصور گذشته است (22) چه دلنشين است آن خانه هايى كه مسجد ناميده شده و صداىيارب يارب از آنها به ملكوت اعلى بلند مى شود.