لغت نامه دهخدا
جستن اندامها. [ ج َ ت َ ن ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پریدن اندام. اختلاج. ( ذخیره خوارزمشاهی ). خلجان. خلوج. ( دهار ).
جستن اندامها. [ ج َ ت َ ن ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پریدن اندام. اختلاج. ( ذخیره خوارزمشاهی ). خلجان. خلوج. ( دهار ).
پریدن اندام اختلاج خلجان خلوج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمّدبن محمّدالبلخی گوید از ابوبکر ورّاق شنیدم که گفت هر که راضی بود از اندامهای خویش بشهوة، اندر دلش درخت نومیدی روید.
💡 زبان: آى شكم !آى عورت !اى ساير اندامها!شما چگونه هستيد؟ شكم و ساير اندامها:بسيار عالم !اگر از شر تو محفوظ بمانيم.
💡 توده توده بی کفن اندامهای نازنین درمیان خاک وگل افتاده همچون خار وخوار
💡 پرسیدند از انس. گفت: انس آن است که اندامها انس گیرد به عقل و عقل انس گیرد به علم و علم انس گیرد به بنده و بنده انس گیرد به خدای.
💡 در مصرف با منقبض کننده های عروقی محیطی ممکن است موجب تشدید افزایش فشار خون شوند. در مصرف با پروپرانولول و سایر بتا بلوکرها ممکن است فعالیت گشادکنندگی عروق توسط آدرنالین را مهار و سبب انقباض عروقی شدید و سرد شدن اندامها شود.
💡 زبان: خوب دعائى را عنوان كرديد، در اين دعا حضرت موسى بن جعفر (ع ) همه اندامها راعنوان فرموده و چقدر دعاى جالبى است كه انسان در سجده بخواند، من مى پذيرم كه دراين دعا نخست از من ياد شده، ولى بعد از آن چنين مى فرمايد: