لغت نامه دهخدا
جزیره افزونی. [ ج َ رَ ی ِ اَ ] ( اِخ ) جزیره ای از اعمال جزیره قیس است. ( از فارسنامه ابن البلخی چ کمبریج ص 141 ).
جزیره افزونی. [ ج َ رَ ی ِ اَ ] ( اِخ ) جزیره ای از اعمال جزیره قیس است. ( از فارسنامه ابن البلخی چ کمبریج ص 141 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو افزونی به حسن ای سرو و گل دانم تو هم دانی که من هم نیستم در عشق کم از قمری و بلبل
💡 هرچند، گاه، با افزونی مترادفات، به اطناب غیرضرور نیز گراییدهاست.
💡 وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ و پیشینان گویند پسینان را: فَما کانَ لَکُمْ عَلَیْنا مِنْ فَضْلٍ نه شما را بر ما افزونی است فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ (۳۹) عذاب میچشید بآنچه میکردید.
💡 چو آبی ساکن و خفته و چون موجی برآشفته به بحر کم زنان رفته شده اندر کم افزونی
💡 حسرتم نیست، به افزونی جاه رغبتم نیست، به بسیاری مال
💡 مرا نقصان، تو را افزونی آموخت ترا افروخت رخسار و مرا سوخت